نبرد با بعثی ها از ارتفاع کله قندی تا شهر مهران


گزارش آژانس کتاب ایران(ابنو) والفجر ۳ در ۱۶ مرداد ۱۳۶۲، چند روز پس از والفجر ۲ و به نوعی به موازات آن آغاز شد. والفجر ۲ در ارتفاعات حاج عمران و والفجر ۳ در ارتفاعات اطراف مهران برگزار می شود. پیشروی نیروهای ما در ارتفاعات شمالی معروف به کله قندی موفقیت آمیز بود، اما در قلاویزان یعنی ارتفاعات جنوبی کارها متوقف شد. از آنجایی که خط پدافندی دشمن در آنجا قویتر از نیروی مهاجم ما به نظر می رسید، محور جنوبی را رها کرده و بر قله شمالی متمرکز شدیم. اما در کله کندی هم مشکل داریم.

جهنم در ارتفاعات کله کندی

به گفته یکی از دشمنان به نام احسان مقدادی در کتاب «فرشته خدا» (ترجمه حمید محمدی، انتشارات سوره مهر)، عراقی ها پس از مواجهه با موج اول حملات ایران، به سرعت جمع شده و صف های خود را حفظ کردند. وی گفت: سپس ضد حمله شدیدی را برای تصرف ارتفاع کله کندی آغاز کردیم، ایرانی ها مقاومت کردند، اما نوع تیراندازی آنها نشان می داد که تعدادشان زیاد نیست و فقط سلاح سبک دارند، توپخانه ما گلوله های مرگبار را به سمت ایرانی ها می ریزد و من تانک با گلوله های مستقیم همراه با بمب های هواپیماهای جنگنده آتش جهنم را برای ایران شعله ور کرد.نیروهای ما روبه روی ایران هستند و پشت سر آنها خونخواران جوخه اعدام هستند.«می توانند شن ها را پس بگیرند».



بدتر اینکه عراقی ها پس از تصرف کله قندی به سمت شهر مهران پیشروی کردند. بر اساس کتاب «مهران در پیشروی جنگ ایران و عراق» نوشته مهدی حاجی خداوردی خان (مرکز مطالعات و تحقیقات. جنگحال مهران در روز نهم جراحی وخیم شد. محسن رضایی یک تیم آرپی جی را به سمت تانک های جنگی فرستاد. عراقی ها نیروهای بیشتری آوردند و وارد مهران شدند. در پست فرماندهی، برخی افراد مسئول، قلبی مطمئن و قوی دارند و احساس اضطراب و نگرانی نمی کنند. بسیاری از مردم فکر می کنند همه چیز تمام شده است و هیچ کس جرات صحبت کردن را ندارد. گویی انسان وارد دنیا شده است». اما در میدان جنگ غوغایی برپا شد.



فقط به خدا ایمان داشته باش
راوی ادامه می دهد، جوانان بسیجی چند نفره در حال شکار تانک هستند و توپخانه ایران نیز عراقی ها را گلوله باران می کند. خبر عقب نشینی عراق از مهران، قرارگاه فرماندهی را از کما خارج کرد و مهران نجات یافت. تصمیم فرمانده این بود که همان شب مشکل کله قندی را حل کند. این کار از لشکر ۲۷ به گردان عمار سپرده شد و خود حاج همت فرماندهی آنها را بر عهده گرفت. این واقعیت که ما یک قدم شکست خوردیم. اما پیام امام اوضاع را تغییر داد. فرمانده گفت ما با امام تماس گرفتیم و مشکلات و مسائل را برای ایشان توضیح دادیم، امام فرمودند مشکل شما به ایمان شما بستگی دارد، به خدا توکل کنید، می توانید مشکلات مهمتر از آن را حل کنید. نیروهای ما با انگیزه مضاعف به قلب دشمن زدند و زیر آتش شدید قرار گرفتند. این بار کله کندی را آزاد کردند. فشار از مهران برداشته شد.



عملیات والفجر ۳ که چند روز بعد از والفجر ۲ آغاز شده بود چند روز زودتر به پایان رسید. در ارزیابی سیر تحولات جنگ تحمیلی معمولاً این دو عملیات با هم مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرند و نتایج آنها سنجیده می شود. درست است که ما در هر دو عملیات موفق بودیم، اما به گفته کارشناسان، این موفقیت تاثیر چندانی در کل روند جنگ – که در آن مقطع عملاً فرسایش است – نداشت. برای مطالعه بیشتر این موضوع می توانید کتاب «جنگ ایران و عراق؛ پیامدهای سیاسی، تحلیل نظامی» نوشته رالف کینگ و افرایم کارش با ترجمه سید سعادت حسینی، اثر مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس را مطالعه کنید. به گفته افرایم کارش، جنگ در آن زمان به حالت رکود رسیده بود و نتایج عملیات برتری یکی از دو طرف را بر طرف دیگر تحمیل نمی کرد.